۸۸۳۲۱۰۸۸

اگر درزمان گودبرداری دیوار ساختمان مجاور پروژه ترک برداشته باشد، مهندس ناظر چه اقداماتی را باید انجام بدهد؟
1- بدون فوت وقت گزارشی را با مضمون زیر به شهرداری ارائه فرمائید.
به اطلاع شهرداری محترم می رساند، علی رغم تذکرات پیاپی مبنی بر نامتناسب بودن سازه نگهبان مندرج در نقشه ها و دستور کار ابلاغی اینجانب به مالک متاسفانه مالک اقدام به عملیات گودبرداری بدون حضور مهندس مجری ذیصلاح نموده است و دیوار پلاک ضلع ... ترک برداشته است، با توجه به آنکه روش پایدار سازی گود متناسب با موقعیت ملک مذکور نمی باشد و مالک و نماینده او فاقد صلاحیت در اجرای سازه نگهبان می باشند، لذا خواهشمند است مالک را موظف نمائید. توسط مجری صاحب صلاحیت نسبت به ایمن سازی پلاک ضلع ... زیر نظر اینجانب اقدام نماید و مهندس محاسب پرونده نیز طرح پایدارسازی متناسب با موقعیت حال پروژه ارائه بنماید. ضمناً باتوجه به موقعیت حساس ملک طرح پایدارسازی موقتی و توصیه های حفاظتی در ایمنی گود طی دستور کار به مالک پروژه ابلاغ گردید.
2- گزینه خلاف دارد را انتخاب بنمائید و از جلوگیری عملیات در مرحله گودبرداری جداً پرهیز نمائید.
درصورت درج جلوگیری از عملیات و ریزش گود مهندس ناظر مقصر شناخته می شود.
3- یک نامه به شهرداری ناحیه و منطقه و نظام مهندسی در مورد ناپایداری گود تحویل و رسید نمائید.
اگر ساختمان درحین اجرای اسکلت نشست داشته باشد، آیا مهندس ناظر مقصر است؟
بله، مهندس ناظر قبل از تحویل شروع به کار میبایست گزارش خاک پرونده را مورد بررسی قراردهد و از محل پروژه مذکور بازدید نماید درصورتیکه متوجه سست بودن خاک شود باید طی نامه ای به مالک و شهرداری اعلام نماید تا قبل از شروع به کار، مالک به مهندس محاسب مراجعه نماید و تناسب با آن راهکاری را جهت بهبود خاک اعلام نماید و مهندس محاسب پس از آن به ناظر نقشهای جدید ابلاغ نماید. اگر مهندس ناظر در مرحله گودبرداری و تخریب هم متوجه شود باید در گزارشهای مرحلهای به شهرداری و طی نامهای به مالک اعلام نماید و از مهندس محاسب درخواست تجدید نظر در نقشههای محاسباتی را نماید. درصورت عدم اعلام مهندس ناظر در این مراحل و نشست ساختمان ناظر مقصر است.
درزهای حرکتی در تمام سطوح باید برابر نقشه ها و مشخص ات و با عرض مناسب ایجاد گردند . باید دقت شود که درزها در حین اجرا با مصالح بنایی و ملات پر نشده و اجزای ساختمانهای مجاور در حین اجرا به هم مربوط نشوند و کاملاً از یکدیگر جدا باشند.
در این حالت درزها باید با بریدن سقف، دیوارها و کف طبقات به طور کامل انجام شود . فاصله درزهای حرکتی در ساختمانهای بتن آرمه به کمک محاسبه تعیین می شود . این فاصله معمولاً بین 30 تا 60 متر است . با به کار بردن آرماتورهای طولی ، می توان فاصله درزها را تا 90 متر افزایش داد . عرض درزها معمولاً بین 13 تا 37 میلیمتر است که از طریق محاسبه تعیین می شود.
در ساختمانهای فولادی باید درز انبساط، ساختمان را کاملاً به دو قسمت تقسیم نماید . اجرای درزها در ساختمانهای فلزی بسته به اینکه سقف بتنی یا فلزی باشد ، طبق نقشه ها و مشخصات خواهد بود. فاصله درزها از یکدیگر بیش از 60 متر نخواهد بود که در هر حال طبق نقشه ها و مشخصات و در محلهای تعیین شده اجرا خواهند شد.
اين درز صرفاً به دليل جمع شدگی بتن در هنگام گيرش و يا جمع شدگی ناشی از خشك شدگی بتن سخت شده و جلوگيری از ايجاد ترك های پخش در سطح بتن، در فواصل خاصی پيش بينی می شود و گاه نياز به قطع كامل بتن در تمام ضخامت وجود ندارد. اين درز عمدتاً در دالهای كف و بويژه در انواع غير مسلح ضرورت بيشتري دارد. ميلگرد ها ممكن است در اين نوع درز ادامه يابد.
عرض درز مهم نيست و می تواند به سادگي با ضخامت يك برگ كاغذ يا ضخامت يك نايلكس اجرا شود مگر اينكه بخواهيم نقش درز انبساط را نيز بازی كند. عمق و ارتفاع درز بايد از يك چهارم ضخامت دال بيشتر باشد تا ضعف لازم براي ايجاد ترك متمركز در محل درز بوجود آيد. ( درز كنترل جزئی يا بخشی ) فاصله درزهای كنترل به ويژگي های بتن، ضخامت دال، حداكثر اندازه سنگدانه و عيار سيمان مربوط می شود و معمولاً از حدود يك متر تا چهار الي پنج متر می باشد.
برای جلوگيری از خسارت و كاهش خرابی ناشی از ضربه ساختمانهای مجاور به يكديگر، بويژه در زمان وقوع زلزله، ساختمانهايی كه داراي ارتفاع بيش از 12 متر يا دارای بيش از 4 طبقه هستند، بايد به وسيله درز انقطاع از ساختمانهای مجاور جدا شوند؛ همچنين حداقل درز انقطاع در تراز هر طبقه برابر 100/1 ارتفاع آن تراز از روي شالوده است. اين فاصله را میتوان در محلهاي لازم با مصالح كم مقاومت كه در هنگام زلزله در اثر برخورد دو ساختمان به آسانی مصالح مزبور خرد ميشوند، پركرد.
منظور از عبارت"به تناسب مبلغ کار متوقف شده" در ماده 49 شرایط عمومی پیمان در محاسبه هزینه هاي بالاسري پیمانکار در دوره تعلیق بطور واضح چیست؟
درمورد قراردادهاي منعقده با شرایط عمومی پیمان جدید (که در شرایط خصوصی آنها هیچ نوع پیش بینی براي پرداخت هزینههاي بالاسري پیمانکار براي دوره تعلیق نشده است) چنانچه در مدت پیمان، بعنوان مثال 40 درصد از کار باقیمانده طبق ماده 49 معلق گردد ولی بقیه کار ادامه داشته باشد ، کارفرما ماهانه معادل 4 درصد (4=40%*10) متوسط کارکرد فرضی را طبق ماده 49 به پیمانکار میپردازد. توضیح اینکه در صورت ابلاغ تعلیق در مدت پیمان، میزان هزینه بالاسری دوره تعلیق پیمانکار ارتباطی با میزان کار انجام شده در زمان ابلاغ تعلیق ندارد.
آیا محدودیتهاي ماده 29 در خصوص سقف قیمتهاي جدید براي اقلام فاکتوري نیز قابل اعمال میباشد یا خیر؟
اقلام فاکتوري قیمت جدید تلقی و مشمول ماده 29 شرایط عمومی پیمان میگردند و تنها ضریب بالاسري به آنها تعلق می گیرد و محدودیتهاي مندرج در تبصره ذیل بند "ج" ماده 29 باید در مورد آنها رعایت گردد. به عبارت دیگر جمع بهاي قیمتهاي جدید موضوع بند "ج" ماده 29 نباید از ده درصد مبلغ اولیه پیمان بیشتر شود.
در صورتیکه مبلغ یک قرارداد بعلاوه 25 درصد آن به اتمام رسیده ولی عملیات در دست اجرا تکمیل و قابل بهره برداري نشود ادامه کار به چه صورت خواهد بود؟
در صورتیکه مبلغ قراردادي بعلاوه 25 درصد آن باتمام رسیده ولی به عللی عملیات در دست اجرا ، تکمیل و قابل بهره برداري نشود، باقیمانده کار معامله جدید تلقی شده و با انتخاب پیمانکار طبق ضوابط از طریق مناقصه و یا ترك مناقصه میتوان نسبت به عقد قرارداد و ارجاع کار به پیمانکار اقدام نمود. بنابراین تمام کارهایی که تا سقف مبلغ قرارداد اولیه به علاوه 25 درصد آن انجام میشود باید در این قرارداد منظور و باقیمانده عملیات در قرارداد بعدي مطابق ضوابط و مقررات مربوط درج شود.
با توجه به این که مبلغ کارهاي صورت وضعیت شده در هر دوره سه ماهه طبق شاخص هاي مربوط آن دوره تعدیل میشود، تمامی صورت وضعیتها باید از نظر زمان اجراي هر یک از ردیف ها به ترتیبی که در صورت وضعیتهاي زمان اجرا مشخص شده، مورد تعدیل قرار گیرند.