۸۸۳۲۱۰۸۸

در این نوع قرارداد كارفرما، پیمانكار حرفه ای را مشخص و اموری مانند؛ مشخص كردن سایت، تجهیزات كارگاه، سرمایه گذاری، طراحی، اجراء، اموربازرگانی و تاییدات پروژه را بر عهده وی قرار می دهد. پیمانكار به عنوان مدیر پروژه شناخته می شود و باتوجه به درصد پیشرفت پروژه مبلغ مشخصی از قیمت پیمان را دریافت می نماید.
1- پیمانكار مدیر پروژه مسئول كمك به تیم پروژه برای دستیابی به اهداف پروژه است.
2- مسئول مستقیم نظارت و هدایت، برنامه ریزی و هماهنگ سازی كلیه بخش های پروژه است.
این نوع قرارداد برای پروژه های سنگین و پیچیده كه در زمان كوتاهی باید انجام شود مناسب است.
1- بعلت مستقل عمل كردن پیمانكار می تواند بخوبی از عهده نظارت و هدایت و هماهنگ كردن تیم برآید.
2- با مدیریت خوب، ممكن است بخشی از اجراء با طراحی هم پوشانی overlap پیدا كند و باعث صرفه جویی شود.
3- اطمینان كارفرما از انجام دقیق خواسته های خود توسط پیمانكار مدیریت پروژه.
1- این نوع قرارداد برای پروژه های كوچك مناسب نیست.
2- نیاز به ناظر از طرف كارفرما هزینه ای را بر كارفرما تحمیل می كند.
3- مدیرپروژه (پیمانكار) اختیار اجرایی بالایی می خواهد.
4- مدیر پروژه هیچ ریسك مالی را تحمل نمی كند ولی درصورت غفلت از ناهماهنگی عهده دار آن ناهماهنگی خواهد بود.
❇️ در این شیوه از قرارداد، كارفرما، سازمان یا شركتی را برای مدیریت و هماهنگی امور فازهای طراحی و ساخت استخدام می كند تا در كنار پیمانكار به فعالیت بپردازد. اغلب قرارداد مدیریتی یك پیمانكار تخصصی است. انتخاب زود هنگام پیمانكار مدیریت در این نوع قراردادها می تواند موجب تقسیم كار طراحی و شركت دادن پیمانكار در آن شود. گاهی پیمانكار برخی تجهیزات و خدمات و دانش فنی را آماده می كند و كار اجرایی را به مجموعه ای از پیمانكاران خرد می دهد.
این نوع قرارداد برای پروژه های بزرگ و پیچیده ای كه در آن باید از تخصص و تجربه پیمانكار خاصی استفاده شود، مناسب است.
1- انتخاب سریع پیمانكار موجب سرعت در دستیابی به طرح بهتر و دقیق تر شود.
2- چون بین طراحی و اجرا مرز بندی نیست پیمانكار نظرات كمی و كیفی خود را در جهت بهترشدن طرح ارائه می دهد.
3- طراحی و ساخت هم پوشانی Overlap پیدا می كند بدین معنی كه قبل از اتمام طراحی می توان بخشهایی از كار را تحت Workpackage آغاز كرد و لذا موجب صرفه جویی می شود.
4- ریسك پروژه با توجه به مدیریت پیمانكار به او منتقل می شود.
5️⃣تنها قیمت كمتر، ملاك انتخاب پیمانكار مناسب نیست بلكه توانایی او در مدیریت پروژه نیز در نظر گرفته می شود.
1- مشكلات ناشی از هماهنگ كردن تعداد زیادی خرده پیمانكار ممكن است سبب ایجاد تأخیر در پروژه و زمینه مشاجرات قراردادی شود.
2- بعلت نقش پیمانكار، ممكن است اسناد قرارداد بگونه ای تنظیم شود كه زمینه برای حضور پیمانكاری خاص فراهم شود و رقابت ضعیف گردد.
3- امكان دوباره كاریها در تجهیزكارگاه و كارهای مقدماتی پروژه.
4- امكان عدم پرداخت مطالبات خرده پیمانكاران از سوی پیمانكار اصلی و تبعات اجرایی آن.
5- درصورت نامناسب بودن كاركنان پیمانكاری ممكن است كارفرما متحمل زیان زیادی شود.
6- عدم مشخص بودن تعهدات مالی كارفرما تا پیش از آغاز پروژه.
7- بعلت عدم رغبت پیمانكار گاهی هزینه جمع آوری كارگاه به عهده كارفرما می افتد.
8- عدم تضمین برای كارفرما برای جبران زیان ناشی از سوء مدیریت پیمانكار.
1- كاهش مدت زمان پروژه بعلت سرعت در انتخاب پیمانكار و عقد قرارداد و آغازكار.
2- كاهش در هزینه ها.
3- تضمین كار بعلت نظارت كارفرما و قبول ریسك پروژه از طرف وی.
4- امكان اعمال تغییرات زیاد در مدت زمان پروژه.
5- كاهش بحث و مشاجرات طرفین قرارداد.
6- صرفه جویی در هزینه و زمان مناقصه و انعقاد پیمان.
1- پذیرش ریسك بیشتر توسط كارفرما.
2- انگیزه مالی پیمانكار برای انجام بهتر كار خیلی كم است.
3-هزینه زیاد نظارت و اطمینان از كیفیت برای كارفرما.
4- با توجه به دوره ای بودن پرداخت ها ممكن است پیمانكار كار را طولانی تر كند و از راندمان خود بكاهد.
در این نوع قراردادها، كارفرما متعهد می شود تا هزینه های اولیه پیمانكار كه همان هزینه های واقعی كارگران، كارگاه و مواد مصرفی هستند را به علاوه مبلغ توافق شده ای به منظور پوشش دادن هزینه های سربار و سود پیمانكار پرداخت كند.
❇️ كاربرد اینگونه قراردادها:
1- وقتی كارفرما مایل باشد در مراحل اجرای طرح تأثیرگذار باشد و ریسك اجرای عملیات پروژه را تقبل نماید.
2- وقتی به دلایلی لازم است تا كار پروژه به سرعت در پروژه آغاز شود و فرصتی برای تكمیل طرح ها و محاسبه هزینه وجود ندارد.
3- وقتی امكان محاسبه هزینه پروژه وجود ندارد.
4- وقتی كارفرما مایل است تا استاندارد دقیقی در پروژه رعایت شده، نظارت كاملی بر آن داشته باشد.
5- درخصوص پروژه هایی كه حالت اضطرار داشته و هزینه مواد و قطعات مصرفی بالاست.
6- حجم تغییرات احتمالی در پروژه بسیار بالاست.
✳️ اقسام قراردادهای بازپرداخت هزینه:
در این نوع قرارداد، پیمانكار مبلغ ثابتی را برمبنای هزینه تخمین زده شده در ابتدای كار یا میانگین هزینه چند دوره ابتدایی دریافت می كند. این مسئله سبب می شود تا پیمانكار برای دریافت سود بیشتر كار را سریعتر انجام دهد.
در این روش بر اساس اطلاعات موجود، تخمینی روی هزینه های پروژه انجام می شود و هنگامی كه طرفین قرارداد روی این تخمین توافق كردند، این تخمین به عنوان قیمت هدف، به عنوان پایه ای برای پرداخت ها در نظر گرفته می شود و پرداخت های كارفرما بر اساس فاكتور ارائه شده توسط پیمانكار تا سقف این قیمت انجام می شود. مشكل اصلی این است كه به دست آوردن یك قیمت هدف واقعی با توجه به تأثیر مستقیم آن روی پروژه و روابط بین كارفرما و پیمانكار بسیار مشكل است.
1- پیمانكار می تواند كار را با سرعت در سایت پروژه آغاز كند و لذا كوتاه شدن طول مدت پروژه و صرفه جویی در هزینه ها را موجب می گردد.
2- می توان پیمانكار سنجش را در مراحل طراحی پروژه شركت داد. به منظور بهره وری در زمان اجرای پروژه.
3- محاسبات پرداخت ها درطول پروژه ساده تراست.
1- نرخ های استاندارد كه در محاسبه قیمت تمام شده به كار می روند اغلب به دلیل دیر به روزشدن توسط سازمان مسئول مانند سازمان مدیریت و برنامه ریزی كشور، ناكارا هستند.
2- استفاده از شاخص های استاندارد، امكان نشان دادن هزینه های واقعی كار انجام شده را از پیمانكار سلب می كند.
3- گاهی، شاخص های اموری از قبیل سختی كار و یا سرعت عمل مورد نیاز از سوی كارفرما را در نظر نمی گیرند.
4- گاهی تغییرات اعمال شده در طرح ها برای تأمین نظر كارفرما و هزینه آن در محاسبه قیمت نهایی ندیده گرفته می شود.
5- كارفرما مجبور است برنامه كاری و كاركرد پیمانكار را مرتب در حین كار بررسی كند.
1- با توجه به دوره مشخص داشتن و قابل برنامه ریزی بودن كار و اطلاع پیمانكار از اینكه می داند در درازمدت سود بیشتر عاید او خواهد شد. به هنگام اعلام نرخ قیمت كمتری پیشنهاد می كند.
2- صرفه جویی در هزینه آماده سازی مقدمات پیمان و برگزاری مناقصه.
3- درخصوص تعمیرات اضطراری و نیاز به سرعت انتخاب پیمانكار این نوع قرارداد سبب افزایش بهره وری می گردد.
4- ارتباط بلندمدت پیمانكار و كارفرما موجب آگاهی پیمانكار از كیفیت و سرعت عمل درخواستی می شود.
5- كمك به كارفرما و پیمانكار در پیش بینی هزینه ها و پرداخت ها.
1- بعلت عدم آگاهی برخی از پیمانكاران از سودناشی از دنباله داربودن كار، قیمت بالاتری پیشنهاد كنند و علیرغم شایستگی از رقابت خارج گردند.
2- كاركرد مناسب و همراه با تأخیر پیمانكار در یك فاز سببی ایجاد جو بی اعتمادی نسبت به او گردد.
3- اگر مفاد پیمان به صورت منظم بازبینی نشود، ممكن است كارفرما بیش از هزینه های لازم پرداخت كند و مجدداً مناقصه را برگزارنماید.
❇️ وقتی كارفرما برنامه كاری یك پروژه خاص را به طورپیوسته دنبال كند، به منظور؛
- صرفه جویی در هزینه های مناقصه
- تسریع در زمان عملیات ساخت
از شیوه قراردادهای دائمی كه به سه طریق صورت می گیرد استفاده می كند:
دراین نوع قرارداد، پیمانكار متعهد می شود تا وارد یك سری از قراردادهای Lump Sum شود كه مطابق شرایط وضعیت های مطرح در اولین قرارداد ادامه می یابند. قیمت و شرایط قرارداد نیز از روی قیمت های رقابتی اجزای پروژه محاسبه می شود.
وقتی كه كارفرما امید به كسب سود ناشی از ادامه دادن كار دارد، از پیمانكار می خواهد تا وارد یك نوع قرارداد Lump Sum ولی با قابلیت تغییر شود. این تغییرات مجاز بحث روی اجزاء و تغییرات كار و با رسیدن موعد عقد قرارداد، در یك چارچوب از پیش توافق شده مشخص می شوند.
در این نوع قرارداد، كارفرما پیمانكار را ملزم به پذیرش یك كارمشخص با حدود هزینه تعیین شده و در یك دوره زمانی تعریف شده (اغلب 12تا24 ماه) می نماید.
ارزیابی قیمت كار پیمانكار از روی صورتحساب هایی است كه پیمانكار ارایه می كند. كارفرما با مقایسه این صورتحساب با برنامه پروژه و اقلامی كه روی پروژه هزینه شده اند، مبالغ را تاحد بالای تعیین شده در هنگام عقدقرارداد پرداخت می كند.
✳️ كاربرد این نوع قراردادها:
برای كارهایی با قیمت پایین كه مرتب تكرار می شوند مثل تعمیرات دوره ای مفید است.
1- تعهدات مالی كارفرما با تقریب قابل قبول، پیش از آغاز پروژه مشخص است.
2- مهندسین ، طراحان می توانند در زمان كافی پیش از آغاز پروژه كار طراحی را تمام كنند.
3- می توان هزینه پروژه را درطول اجرای فاز طراحی، برنامه ریزی وكنترل كرد تا طراحی به گونه ای انجام گیرد كه پروژه در توان مالی شركت باشد.
4- كارفرما از جریان نقدینگی و نحوه پرداخت در طول فازهای پروژه از قبل آگاه است.
5- كارفرما ریسك كمتری از پیمانكار متحمل می شود.
6- كارفرما می تواند بخشی از كارها را خود انجام دهد.
1- زمان طولانی مورد نیاز برای تكمیل طراحی سبب افزایش زمان كل پروژه و در نتیجه افزایش هزینه مالی پروژه می شود.
2- كارفرما هیچ نظارتی بر برنامه پیمانكار و تأثیرات آن روی هزینه پروژه ندارد.
3- ممكن است اطلاعات كافی در زمان برگزاری مناقصه موجود باشد و این مسئله بركیفیت انجام پروژه تأثیرخواهدگذاشت.
4- پروژه ممكن است به دلیل عدم همخوانی طراحی های كارفرما با نظرات پیمانكار، از زمان، كیفیت و هزینه برنامه ریزی شده تخطی كند.